السيد محمد باقر حجتي

186

كشاف الفهارس

فصل ششم مقياس قرائي يا معيار قراآت معتبر در بحثهاى گذشته يادآور شديم كه قراء ، مقياسهائى براي قرائت متواتر وضع كرده اند تا از طريق آن ، قراآت متواتر را از قراآت شاذ بازشناسانند . اين مقياسها مراحل مختلفي را پشت سر گذاشته كه طي آنها طبق نيازهاى علم قراآت ومناسبات مربوط به آن ، تطور يافت . كهنترين مقياس - كه ما بر آن دست يافتيم - مقياس ابن مجاهد مى باشد كه پس از أو - به ترتيب - مقياسهاى دانشمندان بعدى - به صورتي كه ياد مى كنيم - ارائه شد : مقياسهاى ابن خالويه ، مكي بن أبي طالب ، كواشى ، وسرانجام مقياس ابن الجزري كه عرف قرائي تاهم اكنون بر محور اين مقياس استقرار خود را تداوم بخشيده است . ما اين مقياسها را به طور فشرده در زير گزارش مى كنيم : 1 . مقياس ابن مجاهد ( م 324 ه‍ . ق ) : الف - بايد قارى از شخصيتهايى باشد كه قرائت وى از سوى مردم سرزمين ومنطقه أي كه أو در آن به سر مى برد بالاتفاق مورد تأييد قرار گيرد . ب - بايد اتفاق وتأييد مردم منطقه ء قارى در رابطه با قرائت وى بر أساس كارآيى علمي عميق أو در قرائت ولغت مبتنى باشد . 2 . مقياس ابن خالويه ( م 370 ه‍ . ق ) : الف . مطابقت قرائت با رسم الخط مصحف عثماني . ب . موافقت قرائت با قواعد زبان عربي . ج . توارث نقل ، يعنى دست به دست گشتن قرائت از طريق اسناد مورد اعتماد . 3 . مقياس مكي بن أبي طالب ( م 437 ه‍ . ق ) : الف . وجه قرائت در قواعد عربي برخوردار از قوت ورجحان باشد . ب . قرائت بايد با رسم الخط مصحف عثماني مطابقت كند . ج . عموم مردم سرزمين قارى در قرائت أو به توافق رسيده وقرآن را بر طبق قرائت أو بخوانند .